انگار دارم خفه می شم . نمی دونم چرا همیشه یه اتفاق تکرار میشه ؟ همیشه من تنها می مونم .
نمی دونم .
کلی خوشحال بودم امتاحانا تموم میشه میرم می گردم و بهم خوش می گذره ولی الان حوصله ی هیچ کدووم از این کارارو ندارم . همش ضد حال خالیه .
نمی دونم آخرش چه اتفاقی قراره بیوفته . دارم دق می کنم .
همیشه دیره . همیشه واسم دیره . همیشه فرصت رو از دست دادم . همیشه تنها می مونم . همیشه کسی هست که همیشه دیرتر از همیشه میاد . وقتی که دیگه جایی نداره . وقتی که فراموش شده . همیشه می ترسم . همیشه نگرانم . گاهی وقتا مطمئنم که دیگه عاشق نمی شم . خسته شدم از این همه عشق و عاشقی و درد و غم و دیر شدنها . عقب موندن ها . همیشه برای همه انگار دیره . دلم تنگه .
از این دیر شدنها خسته ام . خسته ........

+ نوشته شده توسط بچه در دوشنبه 7 بهمن1387 و ساعت
22:17 |
