خسته ام .
روزگارم یه جوری دچار خفقان شدید شده . انگار یکی دستشو گذاشته رو گلوم و داره فشار میده تا خفم کنه . حالم خیلی بده . اصلا نمی تونم بخندم .
تنهام . خیلی تنهام .
کارام مسخره شدن .
حس می کنم خیلی بد شدم . انگار هیچ کس باور نداره که من خوبم . همش به این فکر می کنم که من چی کار کردم که انقدر بدم . دلم می خواد از اینجا برم . از این آدما فرار کنم .

+ نوشته شده توسط بچه در جمعه 8 آذر1387 و ساعت
18:27 |

