دلتنگی ام را
با کدام خیابان
هم آواز شوم ؟؟ !!!
دلتنگی ام را
با کدام خیابان
هم آواز شوم ؟؟ !!!
بی تفاوت
نسبت به نگاه های متعجب من
خیره مانده است
در چشم من
به گمانم می داند
تا چه اندازه حجیم است
هراسم
از آنچه که او
می بیند
در درون من.
بر می کنم چشم از او
و لحظه ای بعد
او نشسته است
شانه به شانه ی من.
و نگاهش
دوباره خیره به چشمان من.
و بر من بسته است
راه گریز
و می خواند
سطر به سطر
درونم را انگار
که پیش از برخاستن
می فشارد سخت
در میان حلقه ی دستانش
دستم را.
هر چه می کنم تلاش
تا پنهان کنم
آخرین برگ سیاه زندگی ام را
از چشم او
بیهوده است.
در هم می رود چهره اش
و اکنون
می داند
که حق با من بود
هرگز نباید می خواند
آخرین برگ را.
سلام
امروز اومدم تا واسه خودم و خودش جشن بگیرم . بالاخره دیدمش . بعد از یک سال انتظار . خیلی خوشکل بود . چقدر لحظه هام متفاوت بودن . ولی آرامش عجیبی داشتم . واسم خیلی عجیب بود که استرس و اضطراب نداشتم . فقط هیجان بود . فکر نمی کردم در کنار تو بودن بهم اینجور آرامش بده .
تو همیشه بودی ولی این دو روز . ........ . بعد از همه ی لذت هایی که در کنارت داشتم بهترین و لذت بخش ترینش این بود که با تمام وجودم احساس کردم فقط واسه خودمی . احساس کردم و درک کردم دوست داشتنتو . تا حالا اینطور نتونسته بودم حسش کنم . دلم نمی خواست دوباره تنها بشم ولی انگار قرار نیست بیشتر از این به دلم توجه کنی .
میترسم عزیزم . همونطوری که تو اولش ترسیده بودی . ترسو از نگات خوندم . انگار همش منتظر بودی که من کاری رو بکنم که ازش میترسیدی ولی چی فکر کردی عزیزم ؟؟؟؟ من دوست داشتن تورو با هیچی عوض نمیکنم .
اومدی که بهم ثابت کنی که دوسم داری . بهم ثابت شد ولی دلم بی قرار تر از همیشه باز هم منتظر تو هست .
بازم میخوام حس قشنگ با تو بودنو تجربه کنم . بازم میخوام در کنارت به آرامش برسم . فکر نمی کردم اون بابای لوس و لجبازم انقدر شیرین و خوشمزه و دوست داشتنی باشه ..... .
وااااااااااااااااااااااااااااااای که چقدر دوست دارم . !!!!!!!!!!!!
عزیم
.
به ترانه بیندیش ای تو بهترین بهانه
ای همه وجودم از تو ای کلام عاشقانه
به ترانه ای بیندیش که ترانه هاش سکوته
بغضی کهنه رو لباشه انگاری تو برهوته
به ترانه ات بیندیش تو که جنس نور و عشقی
تو که تو دل قشنگت نیست از این دیو و نه نقشی
به ترانه ات بیندیش ای تو ابر و مه و بارون
که دل شکسته ای رو تو رهو ندی به زمستون
به ترانه ای بیندیش که تموم قلبش از توست
به همون دخترپاکی که دروغ رو از دلش شست

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسهای یك بوسه است
بهترین هدیه پس از یك انتظار
بشنوید از من فقط یك بوسه است
خیلی وقته که حوصله ی نوشتن ندارم . جاتون خالی چند روزی رفتیم کیش . بد نبود .
این روزا خیلی دلم گرفته و حسابی هم بهانه گیر شدم . اعصابم از این انتظارهای پی در پی خورد شده . دیگه خسته شدم . همش تو فکر اینم که یه جوری این انتظار خسته کننده رو تموم کنم . دنبال یه راه می گردم . شاید تنها راه عادلانش این باشه که خودت تمومش کنی ولی حالا که تو از اومدن می ترسی بارها مجبور شدم به یک راه دومی هم فکر کنم . و بدیش به اینه که واسه انجام دادن این راه دوم روز به روز موقعیت های بیشتری پیدا می کنم . ولی من هنوز راه اول و ترجیح می دم . و این انتخاب بین این دو موضوع منو تو شرایط بدی گذاشته . فکرم دائم مشغول و اعصابم هم خورد . تو که حتما بهتر از هر کسی از بد اخلاقیای من خبر داری .
نمی دونم پایان ندادن به این جریان به خاطر این ترست چقدر می ارزه به این شرایطی که من توش قرار گرفتم . اگر می تونستم دوباره بی تفاوت باشم . هر کاری که دلم می خواست می کردم دیگه مجبور نبودم گاهی خودمو سرزنش کنم . ولی وقتی گفتی هستی رو حرفت و رو موندنت حساب کردم . تنها توقعی که الان ازت دارم فقط اومدنته ...... .
بعضی وقتا با خودم فکر می کنمکه تنها چیزی که واسه تو مهم نیست منم .
من همیشه همه چیز و واست می گفتم ولی الان ... . الان دیگه فکر می کنم شاید درست نباشه که واسه تو بعضی چیزارو تعریف کنم . تقریبا مطمئنم که اگر گفته بودم تا حالا چند بار اومده بودی .
من تا حالا تو زندگیم ۳ بار انتظارو تجربه کردم . شاید هیچ کدومش به اندازه ی اولین انتظار واسم زجر آور نبوده . اصلا قابل مقایسه هم نیست . چون انتظار کشیدن واسه کسی که انقدر عزیزه و ....... . نمی دونم چطور توصیفش کنم ولی هیچی وحشتناکتر از انتظار برای پایان یک ظلم نیست . و چقدر درد داره . شاید تا حالا هیچ دردی به اندازه ی این موضوع واسم درد نداشته . دردی که حتی بعد از ۸ سال از پایانش هنوز تموم نشده .
ولی خوب انتظار دوم و یه جوری به خواستخودم بود و اصلا ازش ناراحت نیستم ولی خوب خستم کرد . با خودم گفتم دیگه بعد از این انتظاری بوجود نمیاد . چون من فقط می خوام که باشم . ولی خوب انگار قسمتون این بود دیگه . از اولش که انتظاری در کار نبود . کسی منتظر کسی نبود . ولی الان من منتظرم . من منتظرم . من منتظرم ............... . و من منتظرم و دیگه صبرم تموم شده . دیگه تموم شده . به چه زبونی باید بهت بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چشمانت را مبند،
نگاهت را
آن زیبایی ممنوعه را
از من دریغ مدار.
سر انگشتانت را
نوازشت را
آن جادوی ممنوعه را
از من دریغ مدار.
لبانت را
بوسه ها و لبخندهایت را
آن آرامش ممنوعه را
از من دریغ مدار.
بازوانت را
آغوشت را
آن مامن ممنوعه را
از من دریغ مدار.
حضورت را
و وجودت را
آن سیب ممنوعه را
از من دریغ مدار.